آقای مطهری؛ زمانی كه "آقا" خيالشان از موسوی و كروبی راحت شد، همان می كنند كه در نماز جمعه 29 خرداد كردند
هيچ وقت نمي توانم جواب اين سوال را پيدا كنم كه اشخاصی مثل مطهري يا رضايي چگونه مي انديشند كه اينگونه سخن ميگويند؟ اصلاً انگار تا بحال در مريخ زندگي ميكردند.
آقایِ مطهری مثل اينكه حالتان خوش نيست! بگذاريد جوابتان را جمله به جمله بدهم :
به عقیده اینجانب شما در این بیانیه دردها را خوب بیان کرده اید اما درمان را نه . روح بیانیه و جان کلام شما این است که ما برای اصلاح به میدان آمده ایم نه برای انتقام گیری یا کسب قدرت و یا ویران گری .
به نظر اينجانب، شما هم كور هستيد كه تا به حال در سخنانِ ميرحسين درمان نديده ايد. فقط يك پاراگراف از همين مصاحبه كه مد نظر شماست را مي آورم :
بنده جایی گفته ام که قانون اساسی وحی منزل نیست و همانطور که سال ۶۸ یکبار تغییر پیدا کرد می توان با توجه به نیازهای فکری مردم و مطالبات مردم و تجربیات ملی گام های مهمی در جهت کارآمدسازی بیشتر آن برداشت. منتهی باید بداینم که صرف داشتن یک قانون خوب مسئله را حل نمی کند. ما باید به طرف سازو کارهایی حرکت کنیم که امکان نقض و تخطی از قانون هزینه های گزافی برای نقض کنندگان آن در هر سطح و مرتبتی داشته باشد.
اين فقط و فقط يك نمونه هست، اين مصاحبه پر هست از راه حل، كه البته براي يافتن برخي از آنها احتياج به عقل هست و فقط عاقلان ميفهمند.
اما به نظر من كوري شما نه بخاطر اين، كه به خاطر نديدن راه هاي درمان در بيانيه 17 ميرحسين هست. اصلاً تمامِ هدفِ بيانيه یِ 17 دادنِ راه حل و درمان هست، ولي آيا واقعاً كسي به اين درمان ها توجهي كرد؟
این امر می تواند محور وحدت و هدف مشترک اطراف بحران سیاسی کنونی باشد ، خصوصاً که اصلاح مستمر اجتماعی یکی از ارکان تعلیمات اسلامی است که از آن به « امر به معروف و نهی از منکر » تعبیر می شود .
اما این هدف از چه راه بهتر تأمین می شود ؟ شما در بیانیه های خود از قانون گریزی دولت و تمایل آن به استبداد و پاسخگو نبودن آن در مقابل مجلس و قوه قضائیه سخن گفته اید ، همچنان که اشارات و تصریحاتی به خشونت ورزی و کم توجهی مدیران این بحران به حقوق مردم داشته اید . آیا فکر نمی کنید که خاطیان این دو حوزه برای استمرار و توجیه تخلفات خود ، خواهان ادامه وضع موجود هستند و آرامش و وحدت ملی سم مهلک برای آنها است ؟ آیا فکر نمی کنید که وضع موجود ، دست رهبری نظام و بسیاری از مصلحان مجلس و قوه قضائیه را برای برخورد با این خاطیان بسته است ؟
اول اينكه، بهتر يا بدتر بودن روش به خودِ ميرحسين ربط دارد و تشخيص ايشان اين است كه اين راه بهتر است. دوم اينكه اين چه دليل بيخودي هست كه گفتيد: » خاطیان این دو حوزه برای استمرار و توجیه تخلفات خود ، خواهان ادامه وضع موجود هستند و آرامش و وحدت ملی سم مهلک برای آنها است» يعني اگر ميرحسين بيانيه نميداد و همان اول همه چيز را پذيرفته بود، خاطيان اين دو حوزه، آرامش و وحدت را به جامعه تزريق ميكردند و شرايط بحراني ايجاد نميكردند؟
آيا اين درست هست كه بگوييم: چون جسمِ فردِ بيمار محلِ مساعدي براي رشد غده یِ چركين ميباشد، بنابراين بايد بيمار را كشت تا شرايط مساعد براي غده یِ چركين مساعد نباشد و ما بتوانيم به مبارزه با غده یِ چركين بپردازيم؟
نه، زماني كه بيمار مرده، درمان كردن غده چركين ارزشي ندارد. چرا شما بجاي اينكه به فكرِ از بين بردن غده یِ چركي باشيد، به فكر كشتنِ بيمار هستيد؟
سوم اينكه، در 4 سال رياست جمهوري اين مردك بر كشور، آيا شما يا «آقا»، شرايطِ مساعد براي جلوگيري از توهمات احمدي نژاد نداشتيد كه حالا يادتان آمده بايد جلو توهماتِ اين بيمار رواني را گرفت ؟
آیا فکر نمی کنید که وضع موجود ، دست رهبری نظام و بسیاری از مصلحان مجلس و قوه قضائیه را برای برخورد با این خاطیان بسته است ؟
رهبري؟ منظورتان از برخورد، همان سخناني است كه در نماز جمعه یِ 29 خرداد بيان شد؟

دوماً، اولين كسي كه بايد با او برخورد شود، خودِ شخصِ رهبري است، نه آقایِ احمدي نژاد. همين باز گذاشتن دستِ رهبري در دورانِ اصلاحات بود كه الآن وضع مملكت چنين است. اگر رهبري دستش بسته بود، كه تجاوزي صورت نميگرفت، خونِ ناحقي ريخته نميشد.
سوماً، منظورتان از مصلحان مجلس كيست؟ حسينيان يا كوچك زاده؟ آليا يا حداد عادل؟ لاريجاني يا توكلي؟ اينها كه همه گوش به فرمان «آقا» هستند. اين مصلحان اگر كاره اي بودند، به همين راحتي به كابينه یِ كودتا راي اعتماد نمي دادند.
قوه یِ قضاييه؟ همان قوه اي كه قاضي القضاتش به اصلِ اول قضاوت، يعني بي طرفي، اعتقادي ندارد؟ همان قوه اي كه حكم دستگيري افراد به جرمِ «الله اكبر» گفتن را ميدهد؟ همان قوه اي كه دادگاههاي 100 نفره به سبك استالين راه اندازي ميكند؟ همان قوه اي كه نمادش قاضي مرتضوي و قاضي صلواتي است؟
مثلاً در شرایط عادی امکان سؤال از رئیس جمهور درباره برخی قانون گریزیها و رها سازی و لیبرالسیم فرهنگی وجود دارد اما اکنون چون این گونه اقدامات قانونی ، همراهی با سران معترض و موجب تشدید بحران تلقی می شود ، زمینه پذیرش آن در میان نمایندگان مجلس و مردم ضعیف است . ( البته اینها به معنی نفی نقاط مثبت و تلاش صادقانه این دولت نیست .)
مثلاً در اين 4 سال كه در موردِ قانون گريزي ها از رئيس جمهور سوال كرديد، چه نتيجه اي گرفتيد؟ شما در مجلس قانون تصويب ميكنيد، اين مردك علناً اعلام ميكند به آن پايبند نيست و آن را اجرا نميكند، حالا وعده یِ سوال كردن مي دهيد ؟
دوماً مگر همراهي با سران معترض، گناه است يا جنگ با خداست كه از آن مي ترسيد؟ مگر بحران بخاطر اعتراضِ سران معترض بوجود آمد؟ بحران را كسي آفريد كه نامه یِ تبريك را شنبه 23 خرداد صادر كرد و راه هرگونه اعتراض را بست. بحران را كسي تشديد كرد كه در نماز جمعه یِ 29 خرداد حكمِ ريختنِ خونِ مردم را صادر كرد.
اصلاً همان بهتر كه نمايندگانِ مجلس نمي پذيرند كه اگر مي پذيرفتند، ننگي براي جنبش بود. لطفاً مردم را با نمايندگان به كار نبريد كه اين نمايندگان، برگزيدگانِ «آقا» هستند و نه مردم. نمايندگان اصولگراي مجلس، سگِ بارگاهِ ولايتند نه نمايندگانِ مردم.
پس باید قبول کنید که جناب عالی و جناب آقای کروبی تبدیل به مانعی برای اصلاحات مورد نظر خودتان و بسیاری از دلسوزان انقلاب اسلامی شده اید . اینجانب حدس قوی دارم که اگر رهبر گرانقدر انقلاب خیالشان از ناحیه شما دو بزرگوار راحت شود به سراغ خودکامگی ها و لجاجهای بزرگوار سوم یعنی رئیس جمهور محترم و خطاهای برخی افراطی های مدعی اصولگرایی خواهند رفت . لااقل چندماهی امتحان کنید ، اگر این گونه نبود به راه خود که آن را بی نتیجه و مضر می دانم ادامه دهید .
حدسِ شما بدردِ سرويسِ بهداشتي بهارستان ميخورد. زمانی كه «آقا» خيالشان از موسوی و كروبی راحت شد، همان می كنند كه در نماز جمعه 29 خرداد كردند. دوماً مجرم كه خود نمي تواند قاضي باشد، اول بايد به خودكامگي هايِ «آقا» رسيدگي شود.
سوماً مردم نه چند ماه، كه 4 سال امتحان كردند كه ببينند شايد گشايشي حاصل شود. اما هر چه اين مردك كرد، «آقا» حمايت كرد. اگر 4 سال پيش كروبي در دور اول كوتاه نمي آمد و رفسنجاني به جاي نامه به خدا، از راي مردم صيانت ميكرد، وضعِ كشور اين نبود.
خودتان در بیانیه آورده اید که حجم اخبار اقتصادی و اجتماعی در مقایسه با اخبار سیاسی اندک است . این جمله مؤیدی است بر مدعای ما که بحران کنونی مانعی است برای ارزیابی و نظارت بر عملکرد اقتصادی و اجتماعی دولت و پاسخگو بودن آن .
مويدي بر مدعاي شما نيست، مويدي است بر سخنانِ خود ميرحسين كه بارها گفته كه فرزندانِ پاك اين مملكت در زندان هستند. انتقاد اقتصادي را بايد «ليلاز» انجام دهد. انتقاد اجتماعي-سياسي را بايد تاج زاده يا صفايي فراهاني يا حجاريان يا بهشتي يا قوچاني يا باقي يا نبوي يا … انجام دهند، نه سگان بارگاهِ ولايت در مجلس.
در بیانیه شما نکات مثبت و گامهایی به سوی اتحاد و رفع بحران دیده می شود مانند محکوم کردن رسانه های بیگانه ، تبری از شعارهای ضد اسلام و جدا کردن راه خود از راه خارج نشینان از همه مهمتر تأکید بر التزام به قانون اساسی ، گرچه یکی از اصول قانون اساسی اصل ولایت فقیه است و مطابق آن باید در معضلات اجتماعی و سیاسی نظر رهبری را فصل الخطاب بدانیم هرچند قانع نشده باشیم و در بیانیه شما به این اصل توجه لازم مبذول نشده است .
درسته، يكي از اصول قانون اساسي، فصل الخطاب بودنِ ولايت است، اما نه ولايتي كه عدالت ندارد، نه ولايتي كه حكمِ ريختنِ خون مردم را ميدهد، نه ولايتي كه راي مردم را مي دزدد، نه ولايتي كه جائر است، نه ولايتي كه ظالم است، …»فصل الخطاب» بودن براي پيامبران و حضرت علي (ع) و بقيه یِ امامان بود نه غير از آنان.
از سوی دیگر بخشی از این بیانیه نشان می دهد که جناب عالی میلی به پایان یافتن این بحران ندارید و مایلید این شعله هر چند کم سوتر همچنان افروخته باشد ، البته به زعم خود برای دفاع از حقوق مردم ، در حالی که با فراهم شدن زمینه مناسب برای قانون گریزی و بسته شدن دست مصلحان قانونی ، حقوق مردم به شکل دیگری پایمال می شود و با بهره گیری دشمنان خارجی از این بحران ، اقتدار نظام اسلامی و منافع ملی نیز آسیب می بیند .
ميرحسين ميلي به پايان يافتن بحران دارد، اما نه به بهايِ پايمال شدنِ حقوق مردم.
رهبر بزرگوارمان در نطق اخیر خود از اقدامات جناب عالی و جناب آقای کروبی به « غفلت » تعبیر کردند ، همان چیزی که اینجانب در مناظره تلویزیونی به « لغزش سیاسی » تعبیر کردم و برخی بر من خرده گرفتند که کار اینها بالاتر از لغزش بوده است ، در حالی که تعبیر « غفلت » ملایم تر به نظر می رسد . به هر حال اینها علامتهایی است که ایشان به شما می دهند برای تغییر مسیر و تقویت وحدت ملی .
امیدوارم این فرصتها مغتنم شمرده شود و اولین اثر آن این باشد که راه پیمایی ۲۲ بهمن مظهر وحدت ملی و نقطه پایان بحران خود ساخته کنونی باشد . این حادثه مبارک را دور نمی بینم زیرا جناب عالی را پیرو امام علی علیه السلام می دانم . فرضاً در ماجرای اخیر حق تماماً به جانب شما باشد باید مانند امیرالمؤمنین به خاطر حفظ اسلام و وحدت اسلامی از حق خود بگذرید و البته حقوق عمومی در جای خود پیگیری خواهد شد . از جناب عالی با سابقه خوب در انقلاب اسلامی ، این انتظار دور از ذهن نیست .
رهبرتان بزرگوار نيست آقاي مطهري. رهبرتان خدا هم نيست كه اشتباه نكند. رهبر شما حتي صادق هم نيست، رهبر شما خود، متهم رديفِ اول است و اين همان چيزي است كه فهمش براي شما سنگين است.
از حضرت علي هم مايه نگذاريد. حضرت علي بود كه فقط بخاطر حضورِ حاضران، خلافت را پذيرفت و با خوارج جنگيد. ميرحسين هم بخاطر حضور حاظران تا بدينجا آمده، وگرنه به قولِ خودش، همان كار فرهنگي خودش را انجام ميداد.
از جناب عالي هم كه پسر مرحوم مطهري هستيد انتظار بيش از اينها ميرود.